آنتوان جوانی است که میخواهد وارد طبقه مرفه شود و برای ورود به یک مهمانی اختصاصی، نام یک اشرافزاده مرموز را به زبان میآورد. این نام، یعنی جردن، باعث میشود دو بادیگارد تنومند او را به دفتر میزبان یعنی فون بولو ببرند. فون بولو اعتراف آنتوان به دروغگویی را نمیپذیرد، به او ۱۰۰ هزار دلار میدهد و قول میدهد در صورت پیدا کردن جردن، ۹۰۰ هزار دلار دیگر نیز پرداخت کند. آنتوان که وسوسه پول شده، با کمک دوستش اتین، جستجوی خود را آغاز میکند. او ردپاها را در شبهای پاریس دنبال میکند، کتک میخورد و گاز گرفته میشود و با ویولن، خواهر جردن، ملاقات میکند. پس از یک شب سورئال، او شیفته جذابیت ویولن میشود اما از ادامه تعقیب جردن واهمه دارد. فون بولو اصرار میورزد. آیا او میتواند جردن را پیدا کند، پاداشش را بگیرد و دل ویولن را به دست آورد؟